google سر جنگ داریم؟ | حجاب برتر
Find Me Here
۲۳ مهر

سر جنگ داریم؟

مجموعه: متن

بهترین خاطره ای که خودم تاکنون خوانده ام…

سر جنگ داریم؟

هر روز میومدم تو سایت و خاطرات رو می خوندم و به شجاعت و ایمان دوستان غبطه می خوردم اما خودم وقتی می رفتم بیرون، فقط و فقط افسوس می خوردم و مثل همیشه زبونم قفل می شد تا اینکه یه روز بعد کلاس با دوستم به طرف مسجد می رفتیم درباره ی سایت و خاطره ها به او تعریف می کردم، او هم از ماجرایی که در بازار دیده بود گفت که چطوری یه خانم مامور گشت ارشادی (از نیروهای انتظامی) به طرف یک دختر بی حجاب رفته و به صورت او چنگ انداخته و روسریشو کشیده جلو!! دوستم گفت: با اینها باید این جوری برخورد بشه تا درست شوند.

گفتم باید با زبان خوش و مهربانی به افراد بی حجاب تذکر داده بشه تا تاثیر داشته باشه

من که هنوز این ماجرا رو باور نمی کردم شروع به انتقاد کردم و گفتم باید با زبان خوش و مهربانی به افراد بی حجاب تذکر داده بشه تا تاثیر داشته باشه ما که با اونها سر جنگ نداریم اما او قبول نمی کرد و می گفت اگه با مهربونی بگیم فایده نداره و میگن به تو ربطی نداره؛ همین طور در حال بحث بودیم که دیدم یه خانم که حجابش کامل نیست از روبه رو میاد، به خودم گفتم این بهترین فرصته هم خودم می تونم این ترس رو بشکنم و هم دوستم ببینه که زبان خوش بهتر از هر سلاحی است.همین که به دختر خانم نزدیک شدیم از دوستم جداشدم و با یک لبخند نزدیک اون خانم رفتم.

– سلام عزیزم، لطفا تو دانشگاه حجابتون رو رعایت کنید.
– سلام چشم (او هم با یک لبخند)
– ممنون خداحافظ

دوستم خیلی از این برخورد تعجب کرده بود و من خودم متعجب تر! واقعا برای اولین بار توقع نداشتم یه جواب خوب بشنوم و این رو فقط لطف خدا می دونم تا هم من بتونم یک ذره از دستور خدا رو اجرا کنم و به این کار تشویق شوم و هم دوستم معجزه محبت رو ببینه.

افزودن ديدگاه