google اصالت پوشش اسلامی | حجاب برتر
Find Me Here
۳۰ بهمن

اصالت پوشش اسلامی

مجموعه: متن

بر اساس نوشته های برخی از مشاهیر شرق و غرب، پوشش بانوان مسلمان، فاقد اصالت قرآنی و اسلامی است. در تاریخ تمدن ویل دورانت می خوانیم…

 اصالت حجاب

اینکه پیدایش پوشش برای بشر، به چه عصر و دوره ای برمی گردد و سیر تکامل و تحول کمی وکیفی آن چگونه بوده است، به مطالعات فراوان و همه جانبه ای نیازمند است که از مجال این مقال بیرون است؛ ولی نمی توان از بررسی این امر خودداری نمودکه بر اساس نوشته های برخی از مشاهیر شرق و غرب، پوشش بانوان مسلمان، فاقد اصالت قرآنی و اسلامی است. در تاریخ تمدن ویل دورانت می خوانیم:

به دوران پیامبر و قرن اوّل هجری، زنان مسلمان باکمال آزادی، بدون حجاب از خانه ها بیرون می شدند.[۱]

جواهرلعل نهرو نیز در یکی از نامه های خود به دخترش می نویسد:

در میان زنان عرب، رسم حجاب و پرده وجود نداشت، زنان عرب، جدا از مردان و پنهان از ایان زندگی نمیکردند، بلکه در اماکن عمومی حضور می یافتند، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه می رفتند و حتی خودشان، به وعظ و خطابه می پرداختند، اما عرب ها نیز بر ا ثر موفقیت ها، تدریجا بیش از پیش، رسمی راکه در دوامپراطوری روم شرقی و امپرا طوری ا یران وجود داشت، ا قتباس کردند، عرب ها امپرا طوری روم را شکست دادند و به امپراطوری ایران پایان بخشیدند، اما خودشان هم گرفتار عادات و آداب نا پسند این امپراطوری هاگشتند، به قراری که نقل شده است، مخصوصاً بر اثر نفوذ امپراطوری قسطنطنیه و ایران بود که رسم جدایی زنان از مردان و پرده نشینی ایشان در میان عرب ها رواج پید ا کرد.[۲]

به نظر می رسد سخن نهرو، بیشتر ناظر به افراط گرایی های آن دسته از مسلمانانی است که زنان را در خانه ها، حبس کرده، مانع از هرگو نه آمدوشد آنان به محیط بیرون می شدند یا بر اساس برخی از تمایلات و تعصبات، اقدام به ایجاد حرم سرا کرده، چهره ای مخدوش از پو شش اسلامی ارائه می دادند. به هر حال، اگر اینگونه نویسندگان، در صدد انکار اصالت پوشش اسلامی و معرفی آن به عنوان پدیده ای که پس ازگذشت صدر اسلام، وارد مسلمانان شده است باشند، باید گفت: این سخن و تحلیل، ناشی از عدم آشنایی آنان با نصوص قرآنی و روایی و واقعیّات تاریخی و اجتماعیِ صدر اسلام است؛ در قرآن مجید به گونه صریح آمده است:

(وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَیَحْفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَلایُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلّا ما ظَهَرَ مِنْها وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبِهِن، وَلایُبْدِینَ زِینَتَهًنَّ إِلّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ… )؛[۳]

و به زنان با ایمان بگو! دیدگان خویش را- از نامحرمان- فروبندند و دامن های خود را حفظ کنند و زینت های خود را، جز آنچه نمایان است،آشکار نسازند و آنان باید روسری های خود را برگریبان های خویش فرواندازند و زینتشان را آشکار نازند، جز برای همسرانشان یا پدراشان یا…

واحدی نیشابوری به نقل از سُدی[۴] در ذیل این آیه نوشته است:

شهر مدینه، دارای منازلی تنگ و به هم فشرده بود و زنان، شب هنگام برای قضای حاجت بیرون می رفتند. گروهی از فاسقان شهر نیز شبانه بیرون رفته (مزاحم زنان می شدند)؛ فاسقان، چون زنی را با پوشش می دیدند، میگفتند: این آزاد است و او را رها میکردند و اگر زنی را بدون پوشش می دیدند، میگفتند: این کنیز است و متعرض او می شدند.[۵]

در اسباب النزول سیوطی نیز پیرامون نزول آیه مزبور، به نقل از جابربن عبدالله،آمده است:

گروهی از زنان بر اسماء بنت مرثدکه در نخلستان خود به سرمی برد، وارد می شدند در حالی که فاقد پوشش (کافی) بودند و این موجب می شد خلخال هایی که به پا داشتند و نیز سینه ها و موهای آنان . آشکار شود؛ (روزی) اسماءَگفت: چقدر این وضعیت، زشت است!

بنابر روایتی که در برخی منابع اهل سنّت آمده است، عایشه، زنان انصار را چنین ستایش می کرد:

ما رأیتُ نساء خیراً من نساءِ الأنصار، لمّا نَزَلَتْ هذه الآیه: (وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ… )، قامت کلّ واحدهٍ منهُنّ إلی مرطها المرحل… فاختمرن، فأصبحن کان، علی رؤسهن الغربان؛

من بهتر از زنان انصار ندیدم، همین که آیه (وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ… )، فرود آمد، هر یک از ایشان به سراغ روپوش پشمین (یا ابریشمین) خود رفت و روسری های (مشکی) به سرکردند، به نحوی که گویا بر سرآنان کلاغ نشسته است.

*****

[۱] تاریخ تمدن، ج ۱۱، ص ۴۶

[۲] نگاهی به تاریخ جهان، ج ۱، ص ۳۰۰٫

[۳] نور (۲۴) آیه۳۱٫

[۴] مقصود از این شخص، اسماعیل بن الرحمن، معروف به “سدّی کبیر” است که بسیاری از عالمان سنی، احادیث او را معتبر دانسته اند، ماند احمد و نسایی که به ترتیب او را ثقه و صالح، معرفی کرده اند و ابن عدی و ابن حجر که او را صدوق دانسته اند و از رجال شناسان شیعه، مرحوم مامقانی، او را ممدوح معرّفی کرده است البته شخص دیگری نیز دارای لقب سدّی است و آن محمد بن مروان است که از نگاه رجال شاسان، ضعیف و غیر ثقه است (رک: تهذیب التهذیب، ج ۱، ص ۳۱۳؛ تنقیح المقال، ج ۱، ص ۱۳۷).

[۵] از این رو خداوند آیه (وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ… ) را نازل فرمود.

منبع
۱ دیدگاه
  • با سلام و خسته نباشید به خاطر مطالب واقعا زیبا تون میخواسنم بدونم اجازه دارم از این مطالب برای پست هام در اینستا گرام و…… استفاده کنم یا این کا اوتا رو در تلگرام و…… برای دوستان و آشنا هام بفرستم؟؟

افزودن ديدگاه