google حجاب شرعی: الزام قانونی، اقناع روانی؟ | حجاب برتر
Find Me Here
۲۹ بهمن

حجاب شرعی: الزام قانونی، اقناع روانی؟

مجموعه: متن

حجاب حد فاصل و نقطه ی پیوند یک ارزش دینی – عمل عبادی و کنش اجتماعی‏ست. شاید خاستگاه حجم نسبتا انبوه مناقشات پیرامون حجاب را باید همین‏جا جست… مقاله ای کوتاه در رابطه با فلسفه حجاب و الزام شرعی یا قانونی آن…

02-18-2014 03-45-49

اول – انسان به ما هو انسان مشتاق شناخت خویشتن خویش است و در گام بعد تر شناساندن خود با هویتی که خود را بدان می‏شناسد به دیگران . چنانچه بپذیریم در روزگارانی که ما بالاجبار در آن زیست می‏کنیم بدن بخش مهمی از نمود هویت فرد محسوب می‏شود و عاملی نشانه‏ای ست که در خلال آن رابطه‏ی انسان با جهان بیرون به واقعیت بدل می‏شود و خود را در ظرف رفتارها و اداها و ژست‏ها نشان می‏دهد و هویت انسانی در خلال این نشانه‏های معنادار توسط دیگر آدمیان خوانش‏پذیر می‏شود ؛ آنگاه برای پوشاندن و پنهان کردن آن ناگزیر از دلیل خواهیم بود.

با این وجود جالب توجه می‏نماید که درک مشترکی از لزوم پوشش با تقریب خوبی در نوع بشر همه گیر است. لکن باز هم جالب است که این درک مشترک در حجاب به مفهوم رایج و عرفی _ نه معنای لغوی_ آن حتی در جوامع مسلمان دیده نمی‏شود . حجاب حد فاصل و نقطه ی پیوند یک ارزش دینی – عمل عبادی و کنش اجتماعی‏ست. شاید خاستگاه حجم نسبتا انبوه مناقشات پیرامون حجاب را باید همین‏جا جست. در همین دو سویگی. حجاب از یک سو در همان حدودی که به قول مشهور فقها آمده است _ با صرف نظر از بعضی آرای شاذ_ از مسلمات دین اسلام است و از سوی دیگر یک نظام نمادین نشانه شناختی است که به کنشگر در مواجهه با دیگر کنشگران معنا می‏بخشد.

درک مشترکی از لزوم پوشش با تقریب خوبی در نوع بشر همه گیر است. لکن جالب است که این درک مشترک در حجاب حتی در جوامع مسلمان دیده نمی‏شود

با تامل و توجه به بافت آیات قرآن که در آنان بحث حجاب می‏رود ، می‏توان دریافت ضمن در نظر داشتن کارکرد حجاب در مقام یک نظام نمادین ، جوهره و ماهیت آن ناظر به پاسداری از اخلاق و طهارت قلب انسان است که با عنوان حیا از آن یاد می شود _ هر چند حجاب شرعی و حیا به ظن حقیر دو حقیقت هستند که البته وابستگی غیر قابل انکاری دارند لکن میزان و نوع وابستگی آنها چندان واضح و به سادگی اثبات پذیر نیست _ و اکثر روایات نقل شده در بحث پوشش و حجاب همچون : روایاتی که شأن نزول آیات حجاب را بیان می‏کنند ، روایاتی که زنان برهنه را اهل آتش معرفی می‏کنند، روایاتی که بلوغ جسمانی دختر را زمان وجوب حجاب می‏دانند، روایات تجویز نگاه به زنان به منظور ازدواج، روایات منع مردان از نگاه به زنان و .. مؤید ماهیت اخلاقی حجاب است.

 

***
دوم _ حکومت _ و یا دولت که این دو را در این نوشتار مسامحتا یکسان در نظر می‏گیریم _ به مفهوم مدرن آن یک سازمان سیاسی اجباری است که سعی در برقراری انحصار قدرت قانون گذاری برای خود در حیطه‏ یک قلمرو مشخص دارد. دولت نهادی مبتنی بر یک قرارداد اجتماعی است و شری گریز‏ناپذیر و محدودکننده‏ ی آزادی بنا به ضرورت‏ها . پشتوانه‏ ی احکام حکومت به مفهوم مدرن آن قدرت قضایی دولت و کاملا الزامی بیرونی است، هر چند شهروندان ضرورت تبعیت از آن ها را برای نیل به نظم اجتماعی پذیرفته باشند. می‏توان نتیجه گرفت رعایت قوانین دولت مدرن در حریم شخصی و درهرکجا که اعمال قدرت حاکمیت را راهی بدانجا نباشد و یا امکان گریز از مجازات فراهم باشد، از حیثیت لازم الاتباع بودن خود به زیر می‏افتد که انسان برای محدود کردن آزادی خویش _از آنجا که این محدودیت در تضاد با عقل است_ چاره‏ ای از دلیل ندارد.

حکومت و یا دولت به مفهوم مدرن آن یک سازمان سیاسی اجباری است که سعی در برقراری انحصار قدرت قانون گذاری برای خود در حیطه‏ ی یک قلمرو مشخص دارد.

نظام اسلامی برای خود رسالت یاری شهروندان را در نیل به سعادت اخروی قائل است. قوانین اسلام در هر موقعیت مکانی و زمانی و در خارج از حیطه‏ی اعمال قدرت حکومت اسلامی نیز لازم الاتباع است و نقض احکام آن گناه و معصیت شمرده می‏شود. موضع نظام ، تربیت روح انسان است و در قبال تربیت این جهانی و آن جهانی انسان ها اعلام بی‏طرفی نمی‏کند . فلذا با حکومت‏های دیگر در ماهیت متفاوت است. این ظن می‏رود که حکومتی که در ماهیت با دیگر حکومت ها متفاوت است، شاید در ساختارها و عملکرد ها هم به شکل بارزی متفاوت باشد. این تفاوت در ماهیت اگر تفاوت در ساختار قوانین و اجرای آنها را در پی نداشته باشد، شاید کمتر و دیرتر به اهدافش برسد. شاید هم اصلا هر روز به قدر هزار بار از اهدافش دورتر شود و نزدیکتر نشود و نرسد !

***
اینکه حجاب اسلامی با همان حدود شرعی مورد اجماع ، از خاستگاه الزام بخش که جایگاه ایمان دینی و طهارت قلبی است به صرف اجبار قانونی تنزل پیدا کند و نقض آن در عرض قوانین دیگر که به لحاظ ماهوی خاستگاه متفاوتی از حجاب دارند ، تعزیرات قانونی به دنبال داشته باشد ؛ ممکن است در تعارض با ذات و اهداف حجاب و حکومت اسلامی قرار بگیرد .که البته این صرفا یک فرض شاید نه چندان قوی است و به تحقیق ، محتاج مطالعات و بررسی های عمیق و گسترده ای است که از حوصله ی چنین یادداشت کوچکی و مطالعات بسیار اندک حقیر بیرون است.

 

افزودن ديدگاه